ابو الفضل مير محمدى زرندى

35

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

كه از پيغمبر مىشنيده ، مدركى در دست نيست ، و اما غير او از نويسندگان وحى ، حافظ آياتى كه از پيامبر اسلام مىشنيده‌اند بوده‌اند ، بلكه به نظر مىرسد كه معاويه چيزى از آيات را محفوظ نبوده و الا عثمان ( در هنگام جمع قرآن ) به او مراجعه مىكرد ، ليكن ديده نشده عثمان با اينكه معاويه از اقوام او بود به او مراجعه كرده باشد « 1 » . 6 - عثمان بن عفان ابن عبدربّه مىنويسد : على بن ابى طالب و عثمان بن عفان نويسندهء وحى بوده‌اند « 2 » . و نيز عدهء زيادى از مورخين در كتابهاى خود مىنويسند : عثمان از جمله نويسندگان پيغمبر اكرم بوده است « 3 » . ولى در هيچ يك از اينها تصريح نشده كه عثمان نويسنده وحى بوده است . و در جمله‌اى كه از يعقوبى نقل كرديم نيز به آن تصريح نشده است و فقط مىنويسد : عثمان و عده‌اى كه - نام آنان را ذكر نموده است - مشغول نوشتن وحى و نامه و عهدنامه‌ها بوده‌اند ، أما چه كسى نويسندهء وحى بود و كى نويسنده نامه ، معلوم نيست . خلاصه ديده نشده كسى تصريح كرده باشد بر اينكه عثمان ، نويسندهء وحى بوده جز ابن عبد ربّه در عقد الفريد ولى به آن نحو كه در كتابت وحى معاويه ، انكار كرده بودند ، درباره عثمان ديده نمىشود كه در نفى كتابت وحى او كلامى گفته باشند ، با اين حال اين اندازه ، براى اثبات اينكه عثمان ، كاتب وحى بوده كفايت نمىكند . بنابر اين ، اشخاصى را كه مىتوان گفت آنان كاتبان وحى هستند همان چهار نفرى هستند كه در اوايل ذكر كرديم : امام على بن ابى طالب ( عليه السلام ) ، ابىّ بن كعب ، زيد بن ثابت و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح . و در مورد معاويه و عثمان و غير آنان مطلب همان است كه ذكر كرديم . در خاتمه ، نبايد فراموش كنيم كه مسلما براى پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، نويسندگان

--> ( 1 ) معاوية بن ابى سفيان فى الميزان ، ص 164 و 165 . ( 2 ) عقد الفريد ب صناعة الكتاب ج 3 ص 5 . ( 3 ) رجوع كنيد به : اصابة ، استيعاب ، سيرهء حلبيه ، تاريخ طبرى و ديگر كتبى كه در اين زمينه نوشته شده .